ویژگی طبیعی کودک

دو ویژگی طبیعی هر انسان

آموزش موفق شدن با شناخت ویژگی های انسان ها

در مطالب قبلی به قدرت ذهن و تصویر ذهنی اشاره کردم و گفتیم که با بهبود تصویر ذهنی چطوری به موفقیت و اهدافمون میرسیم. در این مطلب می خوام در مورد دو کیفیت و ویژگی طبیعی هر انسان و هر کودک صحبت کنم.

وقتی که متولد میشیم، با دو  کیفیت و ویژگی طبیعی به دنیا میاییم. یکی اینکه ابداً نمی ترسیم. ترس در وجود ما معنی و مفهوم نداره. دلیلی برای ترسیدن نداریم چون تجربه ای نداریم که ما رو ترسونده باشه.

دومین کیفیت و ویژگی ما اینه که حالت خود به خودی داریم. یعنی بدون اینکه فکر کنیم یا توجهی داشته باشیم، می خندیم، گریه می کنیم، ادرار می کنیم، می خوابیم و خودمون رو ابراز می کنیم.

اینا کیفیات و ویژگی های طبیعی هر انسان و کودک هستن.

در سن بلوغ، وقتی کاملاً از آرامش و ایمنی برخوردار باشید، وقتی در احاطه کسانی باشید که اونا رو دوست دارید و به اونا اعتماد و اطمینان می کنید، باز و گشوده هستید … حالت خود به خودی دارید و هراسی به دل راه نمی دهید. این شرایط ایده آل یک بالغ شادمان و کاملاً عملکردی هست.

اما از دوران کودکی در نتیجه رفتار پدر و مادرتون و حرف هایی که می زنن، دو عادت منفی اولیه رو می آموزید که اینها بعداً روی ذهن ناخودآگاه شما و تصویر ذهنی شما اثرات مخربی بر جای می گذارند.

بچه شلوغ

اولین تصویر عادتی منفی که یاد میگیرین، “انگاره عادتی منفی منعی” هست. ( تونستی بخونی ؟)

این عادت طولی نمی کشه که تبدیل به ترس از شکست، ترس از ریسک کردن و ترس از دست دادن میشه.

شما در کودکی تمایل به این داری که محیط رو وارسی کنی. مشتاقانه در صدد لمس کردن، چشیدن، احساس کردن و تجربه نمودن هر چیزی که در پیرامون شماست بر می آیید. اما اغلب اوقات والدین شما در برابرتان واکنش نشان می دهند و میگن ” نه، به اون دست نزن به این دست نزن جیزه “.

بسیاری از والدین با تنبیه و مجازات کردن کودک خود حرفشون رو تقویت می کنن.

همانطور که گلهای رز به باران احتیاج دارن بچه ها هم به مهر و محبت نیاز دارن. مهر و عشق به اندازه غذا برای بزرگ شدن کودکان اهمیت داره. هرگاه که این عشق قطع و با وقفه روبرو بشه، بچه با هراس روبرو میشه و عصبی میشه.

بعضی از روانشناسان معتقدن که تمام مسائل اشخاص در بزرگسالی ناشی از قطع یا وقفه افتادن در دریافت عشق و مهر و محبت در دوران کودکی هست.

وقتی تحت تاثیر گرایش طبیعی شما به وارسی کردن پیرامون، پدر و مادرت عصبانی میشن، شما هرگز نمی تونی متوجه بشی که این خشم اونا ناشی از نگرانی اوناست، به جای اون، با خودتون میگین: “هر وقت می خوام به چیزی دست بزنم یا چیزی رو مزه کنم، پدرم یا مادرم از من عصبانی میشن. حتماً علتش اینه که من از صلاحیت لازم بی بهره ام. شایدم علتش اینه که من خوب نیستم. شاید هم دلیلش اینه که من عرضه ندارم و از عهده انجام دادن این کار بر نمیام

خسته شدم از بس نوشتم و پاک کردم :)

در پست بعدی ( احتمالاً فردا ) بیشتر در مورد تاثیر انتقال این احساس “نمی توانم” و شکست یا موفقیت در بزرگسالی صحبت خواهم کرد.

با آرزوی قبولی عزاداری هاتون در این ایام ۲۸ صفر و ۳۰ صفر – علی جاودانی

4 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


*

  1. مرتضی آقایی گفتند که :

    سلام. از ایمیلهای مفیدتون ممنونم. من همیشه سعی می کنم از راهنمائیهای مفید شما در زندگیم استفاده کنم ، راهنمائیهای شما بسیار راهگشا بوده اند.امیدوارم همیشه سربلند و سلامت باشید.

    پاسخ دادن
  2. مهسا جمالی گفتند که :

    سلام خدمت آقای جاودانی عزیز. من از شما بینهایت سپاسگزارم
    ازتون خواهش میکنم در مورد فراموش کردن خاطرات بد بیشتر راهنمایی بفرمایید. من راهکارهای شما در جنبه های مختلف رو بکار بردم و میشه گفت تأثیر زیادی در زندگیم داشته سپاسگزارم. .

    پاسخ دادن