قانون نود به ده

قانون ۹۰ به ۱۰ در زندگی

یکی از قانون های مهم زندگی تو !

   دوست خوبم، زندگی همیشه و در همه دوران با قوانین تغییر ناپذیری در جریان بوده و هست . درک و توجه به این قوانین تاثیر بسیار مهمی در بهبود نگرش و زندگی ما خواهد داشت .

   یکی از قانون های مهم هستی، قانون ۹۰ به ۱۰ هست . این قانون میگه ۱۰ درصد اتفاقات زندگی در کنترل ما نیست، ولی ۹۰ درصد اتفاقات تحت کنترل ماست و خوب و بد بودن اون به عکس العمل ما برمیگرده .

   تاخیر اتوبوس یا تاکسی، فوت اقوام، حادثه برای یکی از اطرافیان، خراب شدن کامپیوتر یا از این دست اتفاقات دست ما نیست و کنترلی بر این اتفاقات نداریم . تاثیر این اتفاقات در زندگی ما ۱۰ درصد هست .

   ما روی این ۱۰ درصد کنترلی نداریم ولی ۹۰ درصد بقیه اتفاقات متفاوت هست.

   نباید بذاری مردم روی زندگی شما تاثیر منفی بگذارن، هر عکس العملی میتونه بدترین شرایط رو به بهترین شرایط تبدیل کنه . تو باید با یادگیری مستمر و بهبود تفکر و نگرش، همیشه آماده کشف فرصت از دل تهدید یا اون ده درصد اتفاقات باشی .

   بذار مثالی بزنم : سر میز صبحانه نشستین و با خانواده صبحانه میل می کنی .

   یه دفعه دست دختر کوچولوت به به لیوان چای می خوره و چای روی لباس شما یا روی زمین میریزه … چیزی که اتفاق افتاده مشخصه که تخت کنترل شما نبوده ولی رفتاری که شما بعد از این اتفاق بروز میدین همه چی رو مشخص می کنه .

   شما عصبانی میشی و سر دخترت داد می کشی … دخترت گریه می کنه …

   حالا با خشم همسرت رو به خاطر گذاشتن چای در لبه میز دعوا می کنی و با عجله میری اتاقت و لباسات رو می پوشی و برمیگردی .

   میبینی دخترت به خاطر گریه کردن نتونسته صبحونه شو بخوره و برای مدرسه رفتن حاضر بشه و سرویس دخترت میره . همسرت باید بره سر کار ولی چون باید دخترت رو برسونی مدرسه ماشین رو تو برمی داری .

   چون عجله داری ، با سرعت غیر مجاز ماشین رو می رانی و جریمه میشی …

   و و و این اثر منفی ناشی از یک رفتار اشتباه برای یک اتفاق خارج از کنترل باعث میشه که روز شما و همسرت و دخترت خراب بشه .

 الف تقصیر چای بود؟

 ب تقصیر دخترتان بود؟

 پ تقصیر پلیس بود؟

ت تقصیر خودتان بود؟

جواب قطعاً «ت» است. ریختن چای تقصیر شما نبود اما عکس العمل شما به ریختن چای تنها در همان ۵ ثانیه، روز شما را خراب کرد. حالا ببینید این روز می‌توانست چگونه باشد؛ چای روی لباس شما می‌ریزد. دخترتان خیلی ناراحت می‌شود.

   شما می‌گویید «عیبی ندارد عزیزم، دفعه بعد حواست را بیشتر جمع کن.» حوله را از روی صندلی بر می‌دارید و سریع می‌روید بالا، پیراهن دیگری می‌پوشید و کیفتان را بر می‌دارید و سریع می‌آیید پایین، در همین لحظه دخترتان را از پنجره می‌بینید که سوار سرویس شد و برای شما دست تکان داد. شما ۵ دقیقه زودتر به کارتان می‌رسید، به همکارانتان سلام می‌کنید و با نشاط و انرژی روی کارتان تمرکز می‌کنید.

   دو سناریوی مختلف، شروع‌های یکسان، پایان‌های خیلی متفاوت! چرا؟ به خاطر عکس العمل شما! اجازه ندهید اتفاق‌های مختلف، روز و زندگی شما را مختل کند چون هر عکس العمل اشتباه می‌تواند ضرر زیادی به همراه داشته باشد. به شما می‌گویند شاید از کارتان اخراج شوید؟ به جای اینکه عزا بگیرید و بی خواب بشوید دنبال یک کار تازه باشید. قبول دارم وقتی واقعاً این موضوع پیش بیاید کار سختی است و نمی‌شود راجع به چیز دیگری حرف زد ولی سعی‌تان را بکنید. خواهید دید که قوی‌تر و قوی‌تر می‌شوید.

   هواپیما تأخیر دارد؟ برنامه کاری‌تان را به هم زده است؟ به جای فحش دادن به زمین و زمان و اخم کردن به مهماندارها از وقتتان برای یاد گرفتن چیزهای تازه یا شناختن بقیه مسافرها استفاده کنید. گاهی این کارها که به نظر مسخره می‌آیند (مثلاً ً شناختن سایر مسافرها هنگام تأخیر پرواز) زندگی‌تان را طوری متحول می‌کند که خودتان باورتان نمی‌شود.

   فرصت‌های خوب همیشه آن لحظه که انتظار دارید سر راهتان نمی‌آیند گاهی باید خودتان ماجرا جو باشید و آن‌ها را پیدا کنید. عصبانی بودن و از روی عصبانیت رفتار کردن، همه چیز را بدتر می‌کند. اکنون قانون ۹۰ به ۱۰ را به خوبی شناخته‌اید، کاری که باید بکنید این است که با بستن این صفحه آن را از یاد نبرید و آن را در موقعیت‌های واقعی در زندگی‌تان به کار بگیرید.

   فقط یک بار امتحان کنید، مثلاً در یک جر و بحث سعی کنید همه چیز را به طرز مثبت تغییر دهید و اگر همه چیز خوب پیش رفت فکر کنید که اگر این کار را نمی‌کردید چه اتفاق‌هایی می‌توانست بیفتد. مداد سیاهی که من دارم می‌تواند اثرهای چند صد هزار دلاری خلق کند اما من نمی‌توانم! بستگی دارد چه کسی، چطوری از آن استفاده کند. اصل ۹۰ به ۱۰ و امثال آن می‌توانند بدترین زندگی‌ها را به بهترین زندگی‌ها تبدیل کنند. باز هم بستگی به این دارد که چه کسی، چطوری از آن استفاده کند.

● از قانون چه می‌دانید؟

   نگاهی به درخت سیب بیندازید. شاید ۵۰۰ سیب به درخت باشد که هر کدام حاوی ۱۰ دانه است. ممکن است بپرسیم «چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟» اینجا طبیعت به ما چیزی یاد می‌دهد.

   به ما می‌گوید «اکثر دانه‌ها هرگز رشد نمی‌کنند. پس اگر واقعاً می‌خواهید چیزی اتفاق بیفتد، بهتر است بیش از یک بار تلاش کنید

   از این مطلب می‌توان این نتایج را به دست آورد: ۱ باید در ۲۰ مصاحبه شرکت کنی تا یک شغل به دست بیاوری. ۲ باید با ۴۰ نفر مصاحبه کنی تا یک فرد مناسب استخدام کنی. ۳ باید با ۵۰ نفر صحبت کنی تا یک ماشین، خانه، جاروبرقی، بیمه و یا حتی ایده‌ات را بفروشی. ۴ باید با ۱۰۰ نفر آشنا شوی تا یک رفیق شفیق پیدا کنی. وقتی که «قانون دانه» را درک کنیم دیگر ناامید نمی‌شویم وبه راحتی احساس شکست نمی‌کنیم. قوانین طبیعت را باید درک کرد و از آن‌ها درس گرفت. در یک کلام: افراد موفق هر چه بیشتر شکست می‌خورند، دانه‌های بیشتری می‌کارند.

● همه امور به هم مربوط‌ اند

   آیا دقت کرده‌اید که هر وقت به طور منظم ورزش می‌کنید، میل به غذاهای سالم‌تر و بهتر دارید؟ آیا دقت کرده‌اید که وقتی غذاهای سالم‌تر و بهتری می‌خورید انرژی بیشتری دارید و طبعاً دوست دارید که ورزش کنید؟ همه چیز در زندگی به هم مربوط هستند.

   روش تفکر شما روی روحیه‌تان مؤثر است، روحیه شما بر نوع راه رفتنتان مؤثر است، راه رفتن شما روی نحوه گفتارتان اثر می‌گذارد، روش حرف زدنتان روی طرز فکرتان مؤثر است! تلاش برای پیشرفت در یک بُعد زندگی بر سایر ابعاد آن اثر می‌گذارد. وقتی در خانه خوشحال هستید، در محل کار نیز احساس شادی بیشتری خواهید کرد و وقتی سر کار شاد باشید در خانه نیز شاد خواهید بود. این‌ها به چه معناست؟

۱ برای پیشرفت در زندگی می‌توانید از هر نقطه مثبتی شروع کنید، می‌توانید با برنامه ای برای پس انداز، نوشتن لیست اهدافتان، رژیم غذایی یا تعهد برای گذراندن وقت بیشتر با فرزندانتان شروع کنید. این کار مثبت منجر به نتایج مثبت دیگر هم می‌شود، چون که همه امور به هم مربوط‌اند.

 ۲ مهم نیست تلاشی که جهت «پیشرفت» می‌کنید کجا صرف می‌شود. مهم این است که شروع کنید.

 ۳ عکس این قضیه هم صادق است. یعنی اگر یک بُعد زندگی شما خراب شد، سایر ابعاد هم به زودی خراب می‌شوند. باید به این مسئله دقت خاصی داشته باشید. در یک کلام: هر کاری که انجام می‌دهید به نوبه خود اهمیت دارد زیرا بر امور دیگر نیز مؤثر است.

 از چرا استفاده نکنیم: هنگامی که بلایی به سرمان می‌آید، یا همه چیزمان را از دست می‌دهیم یا کسی که عاشقمان بوده ما را ترک می‌کند، اغلب ما از خودمان می‌پرسیم: «چرا؟» «چرا من؟» «چرا حالا؟» «چرا او مرا سرگشته و تنها رها کرد؟» سوالاتی که با «چرا» شروع می‌شوند، ممکن است ما را به یک چرخه بی حاصل بیندازند. اغلب، جوابی برای این «چراها وجود ندارد و یا اگر هم جوابی وجود داشته باشد، اهمیتی ندارد.

14 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


*

  1. حسن اسماعیلی گفتند که :

    خواستم بگم که رسالت شما کمتر ازانبیا نیست واقعا سپاسگذارم :silly:

    پاسخ دادن
  2. عالیه گفتند که :

    بسیار ممنونم از آموزشهای شما خیلی عالی و مفید هستن و من خیلی خرسندم که عضوی کوچیکی از این سایت ارزشمند هستم

    پاسخ دادن
  3. رضوی گفتند که :

    نکاتی که مطرح می کنید بقدری جذاب و آموزنده است که بسختی می تونم از سایت خارج شم.همیشه موفق باشید.

    پاسخ دادن
  4. آرزو صفری گفتند که :

    بسیار سپاسگذارم از اینکه این فرصت را برای ما ایجاد نمودید تا بتوانیم از نقطه نظراتون بهره ببریم .
    از ایمیل های مفیدی که می فرستین هم کمال تشکر رو دارم

    پاسخ دادن
  5. میر مجید گفتند که :

    تشکر که اطلاعات مفیدی منتشر می کنید
    با آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز

    پاسخ دادن
  6. حمیده گفتند که :

    واقعاً که خشم و عصبانیت مشکلات بسیار زیادی به وجود میارن

    باید خیلی مراقب باشیم

    پاسخ دادن
  7. رضی منش گفتند که :

    منم این اشتباه رو چند بار داشتم و الان با این مقاله زیبا تصمیم به تغییر خودم گرفتم . ممنون از استاد جاودانی

    پاسخ دادن